پیشگامان قسمت دوم: اشراف زادهء سعدی وار

عبدالحسین در خانواده ای صاحب مکنت و اهل علم و عرفان در ۱۲۷۰ متولد شد.
پدرش از ملاکین و سلسله متصوفه اهل حق بود. عقاید این فرقه تلفیقی بود از عرفان و حکمت مشاء و اشراق و از فلسفه ملاصدرا الهام می گرفت. جدهء پدری میرزا آقاخان دختر قاضی تهمتن از بزرگان دین زرتشت بود که به کیش اسلام درآمده بود. مادر میرزا دختر میرزا کاظم خان پسر میرزا محمد تقی معروف به مظفر شاه کرمانی در زمره فقیهانی بشمار می رفت، که بعدها به تصوف گرایید و از پیروان مشتاق علیشاه گردید؛
معلم او در حکمت و طبیعیات حاجی آقا صادق از شاگردان ملاهادی سبزواری بود. عرفان، تاریخ فلسفه، حکمت ملاصدرا را نزد حاجی سید جواد شیرازی معروف به کربلایی خواند؛ عرفان و تصوف نه تنها میراث خانوادگی میرزا آقا خان بود بلکه جامعه کرمان از کانون معتبر نمو اندیشه های عرفانی و پیدایش فرقه های مختلف متصوفه به شمار می رفت وعرفای نامداری از آن دیار برخواستند دیگر اینکه میرزا آقاخان در ولایتی تولد و پرورش یافت که سهمناکترین صحنه های ظلم و خونریزی را به خود دیده بود خاطرات تلخ کشتار موسس دودمان قاجار را به سختی چشیده بود.
میرزاکه درجوانی به ادبیات وعلوم قدیم احاطه یافته بود، در سال ۱۲۹۸ با مرگ پدر به عنوان ضابط مالیاتی، وظیفه جمع آوری مالیات را در حکومت عبدالحمید میرزا ناصرالدوله فرمانفرما عهده دار شد(آدمیت، ۱۳۵۷: ۱۶) ولی دیری نپایید که تعارضات میرزا با موقعیت زمانه آشکار می شود و به بیان شیخ محمود افضل کاشانی در پی مخالفتش با حاکم کرمان که به دلیل کسری هزار تومانی مالیات دیوانی رخ نموده( چوبینه، ۲۰۰۰: ۲۲) دست از موقعیت خود شسته به بهانه شکار از شهر خارج و رهسپار اصفهان می گردد( آدمیت، ۱۳۵۷: ۱۶) و این آعاز سفری است شهر به شهر در طلب عدالت، بهروزی و آزادی خواهی.
اولین مقصد او اصفهان بود اگر چه به ظاهر کوتاه ترین مسافت را در این سفر پیموده و هنوز از موطن خود خیلی فاصله نگرفته است ولی در ملاقات و حشر و نشر با ژزوئیت ها ضمن فراگیری زبان فرانسه، با تفکرات غربی ها و به خصوص فرانسویان آشنا شد، که تاثیر عمیقی بر او گذاشت. در این سفر شاهزاده ضل السلطان مفتون فضل و دانش میرزا شد و مقام نائب ایشکی آقاسی را به او اهدا کرد. شکایت حاکم کرمان نزد ظل السلطان که مقارن با ورود استاد زاده شیخ احمد روحی به اصفهان بود فرجام بخش اقامت میرزا در اصفهان و مجالست با حلقه روشنفکران اصفهانی فی الجمله سید جمال الدین واعظ اصفهانی شد.

سفر به تهران نیز با هدف عدالت طلبی از حکومت مستقر بود، که این سفر نیز به دلیل آشنایی نزدیک با معضلات و عدم انعطاف پذیری ساختار سیاسی ایران ، نگرش او را که تا آن مقطع امیدوار به اصلاحات در آن بود را به سمت رادیکالیسم سوق داد. در تهران ضمن آشنایی و مجالست با حاج میرزا یحیی دولت آبادی و چندی دیگر از روشنفکران، به واسطه علم و فضل خویش در محفل امرا و اعیان جای خویش را یافت و بسیاری از امیرزاده ها و شاهزاده ها از قبیل پسران رکن الدوله را با ادبیات تازه آشنا نمود، باز هم قدرت نفوذ حاکم کرمان مانع از اقامت طولانی او در تهران شد و ترس از دستگیری و ارجاع او به کرمان او را راهی سفری بی مقدمه کرد و به امید یافتن مامنی برای زندگی به مویدالدوله حاکم رشت پناه برد، اما موئد الدوله همین که متوجه بی مهری ناصرالدین شاه نسبت به او شد امنیت خود را از او بازستاند، آقا میرزا خان در مسیر اصلاح طلبی و عدالت خواهی خود سفریُ هم به مشهد نمود، و از کتابخانه آستانه قدس بهره کافی و وافی جست. با قطع امید از یافتن مامنی در ایران رهسپار کشور عثمانی گردید. کشور عثمانی به دلایلی از جمله اهداف و اندیشه های سلطان عبدالحمید از یک سو و از سوی دیگر داشتن مرز با اروپا محل تجمع روشنفکران ناراضی ایران شده بود، اندیشه های میرزا آقا خان که در این سفر طولانی دچار تکانه های شدید شده بود در استانبول با به وجود آمدن فضای لازم بارور و ظاهر گردید. فضای نسبتا باز اجتماعی و سیاسی، معاشرت با متفکران دگراندیش و درنهایت شکل گیری ارتباط او با اروپائیان ساکن در استانبول و ایرانیان ساکن اروپا، دریچه های جدیدی از معرفت را در ذهن او گشود.

دردوره نخست حیات میرزا آقاخان که تا پیش از هجرت از ایران را شامل می شود، در شخصیت اول خود بسر می برد، روحیه عدالت طلبی اما با تفکر اصلاح طلبی و پایندی به سنت ها، این سال ها همزمان است با عصری که منتهای همت دردمندان و وجدان های بیدار جامعه، اندرزنامه نویسی به سبک کتاب احکام و اشعار محمد هاشم آصف صفری و امثال کتاب های وجوب سلطنت ناصرالدین شاه از میرزای نائینی و تحفه الناصریه نوشته حاج محمد حسین نصرالله دماوندی رواج دارد( فریدون آدمیت و هما ناطق، ۱۳۵۶). پس طبیعی است که میرزا هم به عنوان یکی از فرهیختگان این جامعه همت خویش را مصروف نوشتن کتابی چون نماید.
کیمیائیست عجب دولت دنیا و جهان که پدیدار کند جوهر ناپاک و حرام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *