عشق و دیگر هیچ

اقلیت ها همیشه دست به تجربه می زنند، و اکثریت همیشه به اشکال گذشته پایبند می مانند. باور غالب بر آن است که بیشتر مردم حاضر نیستند از سنت های رفتاری خود از جمله مفهوم قراردادی ازدواج و یا شکل های سنتی و مرسوم خانواده دست بردارند، براساس این پیش فرض، عامه همچنان مثل گذشته شادمانی و خوشبختی را در چهارچوب همان موازین رسمی و کهن دنبال می کنند؛ با این همه گروهی بنابه هر منطق و انگیزه ای و یا از گریزناپذیری دوست دارند و یا ناچار می شوند دست به نوآوری و ابداع بزنند، زیرا چه بسا در جهان امروز موانع علیه عشق، خوشبختی و سعادت بسیار خردکننده تر از گذشته باشد.
طبق سنت دیرین دو جوان به طرق مختلف از جمله معرفی بستگان، َآشنایان و .. و با انگیزه های متفاوت اعم از مادی، معنوی، فرهنگی و دینی براساس آداب و سنن جامعه زندگی خویش را به یکدیگر پیوند می زدند. این سنت جهانشمول با هدف برطرف کردن نیازهای روانی و جسمانی طرفین در زندگ بشری جاری بوده، و علی القاعده انتظار می رفت تا ((لحظه ای که مرگ ما را از یکدیگر جدا کند)) ادامه یابد. این انتظاری است که ریشه در فرهنگ و جامعه ما داشته و دارد، اما در جهانی که ما زندگی می کنیم برخلاف گذشته ازدواج کردن با هر انگیزه ای غیر از عشق، امری است مذموم تا آنجا که انگ و برچسب آن برای طرفین باعث خجلت و شرمساری است، هر چند لیک می دانیم که وجود عشق در گذشته ای نه چندان دور برای امر ازواج امری تبعی و جانبی بوده، و دیر زمانی نیست که عشق به محور اصلی و کانون هر نوع رابطه عاطفی با جنس مخالف درآمده، از این رو تداوم عشق نقطهء ایده ال و هدف اصلی زندگی مشترک درآمده.
در عصرما عشق را بر حسب رشد و تعالی دوجانبه و مشترک تعریف می کنند، عشق را چون تور یا دام زیبا و ظریفی از نیازهای مکمل یکدیگر می دانند که به وسیله آن هر طرف، نیازِ محبوبِ و معشوق خویش را برمی آورد و رفع نیازهای روانی و جسمانی نه به عنوان هدف و اولویت اصلی طرفین، بلکه فقط جرقهء است که گرمای مهر و محبت را استمرار می بخشد.
از این رو شکایت همسران نه از آن روست که نیازهای جسمانی و روانی اولیه آنان دچار خلل و نقصان است، بلکه اغلب ناخوش و ناخرسند از آن هستند که محبوبشان از لحاظ اجتماعی و فرهنگی و فکری عقب مانده اند. از نگاه این تفکر ازدواجهای موفق، به ازدواجهایی اطلاق می شود که زن و مرد پا به پای هم رشد کرده باشند. و الگوهای دیگر موفقیت مانند داشتن فرزندان خوب، موقعیت اجتماعی خانواده و … به حاشیه رانده می شود.
نظریه رشد متوازی در خصوص عشق مورد تایید و تاکید مشاوران ازدواج و روانشناسان و جامعه شناسان قرار دارد و از این رو تاکید می گردد کیفیت رابطه زن و شوهر به میزان تناسب هماهنگی آن دو در مراحل رشد و تکاملشان بستگی دارد و این مراحل هم مشخص است و هم قابل مقایسه، اما اگر عشق محصول رشد مشترک دو نفر بحساب آید و وسیله سنجش ما برای یک ازدواج موفق همانا میزان تکامل و تعالی هماهنگی است که عملا صورت می پذیرد، پیش بینی می شود که آینده ای نامیمون در انتظارمان باشد. می توان با دلیل و برهان ثابت کرد حتی در یک جامعه نسبتا راکد و بی تحرک نیز تمامی عوامل منفی و نامساعد دست به دست هم می دهند تا مانع آن شوند که زن و مرد بتوانند به آرزوی رشد متوازن جامهء عمل بپوشانند. به هر حال وقتی که در جامعه آهنگ تغییر، مثل امروز تند و پرشتاب شود، برخلاف باور عمومی و تفکر قالبی رایج عوامل مساعد برای تحقق چنین آرمانی رو به کاهش می گذارند، در یک جامعه بسیار متلاطم که در آن بسیاری از چیزها نه یک بار بلکه بارها و بارها تغییر پیدا می کنند، در جامعه ای که اوضاع اقتصادی و موقعیت اجتماعی شوهران دچار نوسان می شود، در جامعه ای که خانواده به دفعات از اجتماع و موطن خویش برکنده می شوند در جامعه ای که افراد آن از پدر و مادرشان، از مذهبشان و از ارزشهای سنتی شان دورتر و دورتر می شوند، اگر دو نفر پیدا شوند که بتوانند با سرعت و پا به پای هم رشد و تعالی بیابند، تقریبا به معجزه شباهت پیدا می کند.
در عین حال وقتی که متوسط طول عمر مثلا از پنجاه سال به هفتاد سال برسد و در نتیجه دوران تلاش محیرالعقول هر یک از آنان برای رسیدن به رشد و تعالی متوازن و هماهنگ نیز طولانی تر بشود، وجود و تعداد عوامل نامساعد برای نیل به این هدف سر به فلک می زند. نلسون فوت اشاره می کند انتظار اینکه در اوضاع و احوال جدید، ازدواج برای همیشه ادامه می یابد مثل انتظار برنده شدن در بلیط بخت آزمایی است. به این ترتیب انتظار اینکه عشق جاوید باشد به معنای انتظاری است فراتر از برنده شدن در بلیط بخت آزمایی. ناپایداری و تجدد در برابر عشق جاوید صف آرایی کرده اند.
ضرب المثل اقتصادی است که می گوید همه تخم مرغ های خود را در یک سبد نگذار، چرا که اگر از بد حادثه، سبد دچار حادثه ای شد، سرمایه ای برای ادامه داشته باشی، حال ماییم و سبدی که نام عشق بر آن نهاده شده و تخم مرغ هایی که همه را در آن گذاشته ایم، از این رو در کشاکش دهر، تا نسیمی بر این سبد وزیدن گرفت، از خوف خسران سبد، سرمایه ء وجودمان را به خطر می افکنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *