هیس؛ دختران فریاد نمی زنند

چند روزی بود ذهنم درگیر این مسئله بود که چرا برای آگهی ترحیم خانم ها عکس نمیزارند،تا جایی ذهنم درگیر بود که قصد داشتم متنی بلند بالا در نقد این کار بنویسم که حتی دست از مرده ی ما هم برنمیدارید؟
تا اینکه دیروز در مترو برایم اتفاقی افتاد، از این دست اتفاق ها که همه ی ما خانم ها باهاش درگیریم و تجربه اش کردیم.
دیروز، یک شنبه، روزه شلوغی بود برای مترو و واقعا پیاده و سوار شدن یکی از سخت ترین کارهای دنیا به حساب می امد، معمولا اینجور شلوغی ها و ازدحام ها برای ۲ قشر از جامعه بسیار لذت بخش است، یکی دوستان مشغول در شغل شریف دزدی و دومی هم مردانی هستند که دچار مریضی جنسی هستند مردانی که با دیدن جنس دختر و زن دست و پایشان شل می شود، دیروز در راهروی مترو پر بودن این مردان از جوان تا پیرمرد تمام تلاششان را می کردند که به هر زحمتی بدنشان به قسمتی از بدن ما زنان بخورد، کاش امکان این وجود داشت که یکی از این مردان توضیح میداد آن چند ثانیه چه اتفاقاتی برایشان میفتد که با هر زحمتی برای آن برخورد و اصطکاک تلاش می کنند!!!
دیروز هم من قربانی یکی از همین مردان شدم، قبلا هم بارها برایم پیش آمده بود ولی این بار متفاوت بود چون دفعه های قبل مردان خجالت می کشیدند و بی صدا و با سرعت دور میشدند ولی دیروز وقتی که به آن آقا خیره شدم که خودش را جمع کند و با سرعت از من دور شود شاید باورتان نشود طوری با من برخورد کرد که انگار من به او تعرض کرده ام و شروع کرد به فریاد که من باید شما زن ها رو آدم کنم و خیلی جملات شرم آور دیگر و نقطه جالب داستان پیر زن ها و خانم هایی بودن که دائم در گوش من می خواندند که برو هیچی نگو آبروت میره……!
جالب بود برام که این بار من باید با سرعت فرار می کردم تا آبرویم نرود. وقتی حالم بهتر شد و به موضوع فکر کردم به خودم گفتم پس حتما عکس مرده ی ما هم باعث تغییراتی و ایجاد احساساتی در مردان می شود که از چاپ آن امتناع می شود.
ولی آیا راهکاری که ما زنان پیشه کردیم عقلانی است؟ یعنی ما حتی اختیار بدن خودمان را هم نداریم؟ و باید اجازه دهیم هرکس هرموقع در هر موقعیتی با بدن ما تماسی داشته باشد و ما سکوت کینم به اسم حیا و آبرو چیزی نگیم؟
بنظرتون این سکوت تقویت روحیه ی هرزگی نیست؟
چندان در این موضوع آزار های کلامی و فیزیکی خیابانی درمانده شده ام که نمی دانم از مردان خواهش کنم به زنان خود بسنده کنند و این اشتهای پایان ناپذیر جنسیشان را کنترل کنند یا از زنان و هم جنس های خودم خواهش کنم که از ترس آبرو سکوت نکنند و از حق مسلم مالکیت بدنشان دفاع کنند.
ولی در آخر می خواهم اضافه کنم که اگر مردان این تعرضات را حق خود می دانند و صاحب این حد از وقاهت شدند که اگر زنی اعتراض کند ناراحت می شوند و خواستار سکوت زنان هستند، خودمان باعث شدیم، حقیقت تلخی است ولی ما به پرورش خوی حیوانی مردان با سکوت مان کمک کردیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *