سلطهء ساختار

به قلم: فاطمه ازگلی
گرگها مثل لاشخورهایی
که مرا تازه از زمین کندند

لقمه لقمه به معده ها بردند…..

روحم از دست گرگ ها شاکی ست….
شعر بالا یک شعر رادیکال است که با تمام کلماتش قدرتی را که در دست مردان افتاده است و به واسطه ی آن برای ستم بر زنان استفاده می کنند نشان می دهد.
این سلطه ی قدرت، سالیان سال است بحث همه ی ما زنان شده ست و در تلاش برای رفع آن هستیم، ولی نکته ی قابل توجه شاید این باشد که نسل جدید با همه ی ژست های روشنفکری اش باز هم گرفتار این سلطه و مردسالاری افسار گسیخته شده است.
اصلا قصد این را ندارم که منکر تمام تفاوت های بین دو جنس بشوم، حتما تفاوت هایی وجود دارد ولی حرف من این است که این تفاوت های فیزیولوژِیک نباید باعث برتری و یا کهتری جنس دیگر شود که بعد به واسطه آن جنس برتر ستم هایی بر جنس دیگر روا دارد. مسئله ایی که دیگر به نظرم از نسل من گذشته است و من دیگر برای هم سن و سال های خودم تلاش نمی کنم که بیدار شوند بلکه تمام نگرانی من نسل های بعدی من هستند که همانطور که گفتم با تمام ادعا های روشنفکریشان باز هم در خلوت های غیر رسمی و یواشکیشان تن می دهند به این ستم های نا روا که به واسطه ی برتری جنس مرد بر آن ها اعمال می شود.
به نظرم نیاز به جنگ و یا مجادله نیست،حتی نیاز به انتشار بیانیه ای تند تیز در این باره نیست باید روشمان را عوض کنیم و با آرامش و به تدریج به تغییر این فرهنگ غلط برتری و مردسالاری قدم برداریم، به نظرم بهترین روش، آموزش به دختران و پسران جوان و نوجوان است، آموزش این نکته که اولا قدرت جنسیت نمی شناسد و مختص جنسی خاص نیست، و دوما، کسانی صاحب قدرت می شوند که از اندیشه برتر و خلاق تری بهرمند هستند نه کسانی که قدرت جنسی و زور بازوی بیشتری دارند.

با توجه به این مقدمه کوتاه وارد بحث اصلی که معرفی مکتب رادیکال زن گرایی است می پردازیم.
فمینیسم رادیکال یکی از گرایش‌های زنگرایی است که بر روی نظریهٔ مردسالاری متمرکز می‌شود. در واقع تمرکز فمینیسم رادیکال به مردسالاری به عنوان یک سیستم قدرت نگاه می‌کند که جامعه را به شکل روابط پیچیده‌ای بر اساس پیش فرض برتری مردان، سازمان می‌دهد و از آن برای ستم بر زنان استفاده می‌شود.
فمینیست‌های رادیکال معتقدند تبعیض‌ها و نابرابری‌های جنسی به علت حاکم بودن «نظام مردسالاری» است. آن‌ها مردسالاری را یک نظام جهان‌شمول می‌دانند که در آن زنان زیر سلطهٔ مردان قرار دارند. نظام مردسالاری در هر جامعه با نوعی تقسیم کار ِ جنسی تقویت و تحکیم می‌شود. فمینیست‌های رادیکال معتقدند که باید دربارهٔ هر یک از وجوه زندگی زنان که در حال حاضر «طبیعی» به‌شمار می‌آید، تردید کرد و آن را از نو بررسی کرده و در پی یافتن راه‌های تازه برای تمام امور زندگی بود.
همهٔ فمینیست‌های رادیکال هم‌عقیده نیستند و بحث‌های متفاوتی ارایه می‌کنند که سه چالش اساسی را دربرمی‌گیرد:
• ارتباط سیاست‌ورزی فمینیستی با رفتار جنسی افراد و این که آیا زنان باید همچنان با مردان زندگی کنند یا باید جدا باشند؟
• منشا تفاوت‌های جنسیتی، زیست‌شناختی است یا جامعه‌شناختی؟ (ذاتی هستند یا تربیتی؟)
• راهبرد سیاسی مناسب در مقابل نظام مردسالاری کناره‌گیری است یا انقلاب؟

یکی از اصلی‌ترین تفاوت‌های فمینیسم رادیکال با گرایش‌های فمینیستی متقدم بر آن، نشات نگرفتنش از دستگاه‌های دیگر اندیشه است، دستگاه‌هایی که فمینیست‌های رادیکال «مردانه» تلقی می‌کنند. فمینیسم رادیکال به زنانگی ارزش مثبتی بخشیده و زنان را به مثابه طبقه‌ای فرودست در برابر مردان قلمداد می‌کند. شاید بتوان گفت عمده‌ترین مفهوم در این جریان فمینیستی «ستم جنسی» به عنوان کهن‌ترین و شدیدترین شکل نابرابری است، ستمی که زنان به واسطه زن بودن خود متحمل آن می‌شوند. البته فمینیست‌های رادیکال تنها به نقد ستمی که بر زنان روا داشته می‌شود اکتفا نمی‌کند بلکه پیشتر رفته و تمامی اشکال سلطه و سرکوب را ناشی از تفوق مردانه اعلام می‌دارد.
فمینیسم رادیکال به رغم شباهت روش شناختی با جریان‌های سوسیالیستی – مارکسیستی، از منتقدان جدی آنان به شمار می‌رود. آنان به جای مسئله «کار و تولید»، بر احساسات جنسی و جامعه پذیری زنان تأکید می‌کنند و اعلام می‌دارند که هر زنی، فارغ از طبقه، نژاد، گروه سنی و… منافع مشترکی با دیگر زنان دارد. توالی منطقی چنین تفکری، تلقی مردان به عنوان یک گروه دشمن و جدایی طلبی جنسیتی است؛ امری که خود به نقد «ناهمجنس گرایی» نیز منتهی می‌شود. رادیکال‌ها اگرچه سلطه طلبی مردانه را نه امری ذاتی، بلکه ساختاری اجتماعی تلقی می‌کنند، اما از آن جا که ستم جنسی را عمیقاً تثبیت شده می‌دانند از مدلی انقلابی برای تغییر اجتماعی دفاع می‌کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *